Quick Send email  Tell a friend Home

 
تصویری زیبا برای پشت زمینه ویندوز


 

 
 

حمايت از كارگران نساجی سراب بافت
سوسیالیزم بپاخیز، برای رفع تبعیض

 
 

 
 

خلاصه ای از اعتصابات سالهای ٨٠ الی ٨٥

كارخانه نساجی سراب بافت

با توجه به استثمار و سوء استفاده طبقه غنی ازمظلوميت و ناآگاهی قشر محروم و كارگران زحمتكش تحت عناوينی چون حمايت ازسرمايه دار وسرمايه گذار اسلامی دركشوری كه حكومت خودكامه وديكتاتوری آن، تمامی ثروت های ملی جامعه را در دست عده ای از اطرافيان خودشان گذاشته اند امری طبيعی محسوب میشود، ما كارگران نساجی سراب بافت كه در طول سالهای كاری گذشته هميشه با بی عدالتی وتضعيف حقوق فردی واجتماعی روبه رو بوده ايم وتمامی فعاليت ها واعتراضات عدالت خواهانه ما كارگران با برخورد های شديد وسركوب و وعده های دروغين مسئولين حكومتی جهت رسيدگی به مشكلات وبهبود وضع كارگران مواجه می شديم، بطوریكه در سال ١٣٨٠ طی اعتصاب دو ماهه ای كه منجر به تعطيلی كارخانه شده بود مدير كل سازمان كار وامور اجتماعی استان آذربايجان شرقی بنام  مهندس مسعود ژاله رجبی در حضور تمام كارگران قرآن به دست گرفت وسوگند خورد كه به مشكلات شما رسيدگی خواهد شد به شرط آنكه كارخانه شروع به كار كند وكارگران بلافاصله با اتوبوس از جلواداره كار سراب به كارخانه منتقل وشروع به كار كردند وچندين ماه منتظر شديم تا مشكلات ما حل وحقوق ومزايای معوقه مان پرداخت گردد متاسفانه تمام وعده های ‌فرماندار و مدير كل كار استان دروغ از آب درآمد واين حيله ای ‌بيش نبود برای ‌استثمار بيش از پيش كارگران بدن ترتيب بود كه با تلاش عده ای ‌از همكاران برنامه مبارزات آگاهانه ما بر اساس احقاق حقوق انسانی‌ و دفاع از حقوق كارگری كه مايه انديشه حزب كمونيسم كارگريست طرح ريزي شد، متاسفانه در هر مرحله از اعتصابات و اعتراضات عده ای از كارگران دستگير و از كار اخراج و يا متواری ميشدند، و حكومت با اين افكار و اقدامات غير انساني فكر ميكرد ميتواند به اين اعتراضات پايان دهد در حالی كه كارگران چيزی جز عدالت نمی خواستند، با حمايت خانوادهايمان و دانشجويان از مبارزات بحق خود از پا نايستاده و برای رسيدن به اهدافمان در كنار كار و فعاليت اقتصادی به اعترضاتمان ادامه می داديم اين اعترضات به اشكال مختلفی چون فرستادن نامه ها و دادخواستها به مقامات حكومتی برنامه ريزی ميشد كه هيچيك خارج از قوانين اجتماعی نبود و در نهايت منجر به تعطيلی موقت كارخانه گرديد.

در سال ٨١ اقدام به نوشتن نامه ها و دادخواهی طبق قوانين جمهوری اسلامی كرديم كه كارگاههايی كه بيش از ٥٠ نفر كارگر دارند بايد دارای نماينده كارگری باشند كه با تحصن در مقابل اداره كار سراب دولت در هماهنگی با كار فرما حاضر شد كه نماينده كارگری انتخاب گردد، پس از انتخاب نماينده مشكلات كارگران بجای حل شدن افزايش يافت بطوريكه با كوچكترين اعتراض نماينده كارگران بازداشت و به اداره اطلاعات احضار ميشد و بهمين دليل درسال ٨٢ اعتصاب چند ماهه ای جهت دريافت حقوق معوقه كه در سال ٨١ با سوء استفاده كارفرما از موقعيت بيشتر هم شده بود شروع شد كه منجر به دستگيری و بازداشت عده ای از همكاران و نماينده كارگران انجاميد و نماينده كارگران با حكم اداره اطلاعات و دادگستری به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و برپايی آشوب و اخلاگری محكوم به زندان گرديد، اين اقدام دولت سركوبگر و ديكتاتوری جمهوری اسلامی باعث تضعيف روحيه ساير كارگران شد. در سال ٨٣ اعتراضات ما فقط با اعتصابات در محيط كارخانه پايان می يافت و كارفرما با حمايت دولت اقدام به تاسيس انجمن اسلامی و پايگاه مقاومت بسيج سپاه پاسداران كرد رياست اين تشكيلات را مس‍ئول حراست كارخانه كه از عوامل اطلاعاتی رژيم و مسئول يك پايگاه مقاومت بسيج بود  بر عهده داشت، بطوريكه در سال ٨٤ حقوق های معوقه بيشتر از سالهای قبل شده بود و با كوچكترين اعتراض عده ای از كارگران توسط حراست به اطلاعات معرفی شده و از كار اخراج ميشدند كه تشكيل يك پرونده سياسی نيز برای اين افراد در پی داشت و اين اقدامات كارفرما و دولت باعث شد كه كارگران با بكارگيری ايدئولوژی كمونيسم كارگری اقدام به هماهنگی با  ساير همكاران برای يك اعتصاب شوند كه اين فعاليتها باعث شد اعتصابی در آذر ماه ٨٥ شروع گردد و از آنجا كه اين اعتصابات گسترده با تحصن و دادن شعارهايی برای رسيدن به اهداف بحق كارگران همراه بود و با وجود سانسور شديد خبری رژيم ناچار به بخش تصاويری از كارگران در حين راهپيمايی و اعتراض تحت عنوان اعتراضات صنفی نمود و با وعده های دروغين مقامات دولتی و تنظيم دادخواست سوری از طرف دولت به نفع كارگران جهت دست يافتن به حقوقهای معوقه شان جهت اتمام اعتصابات صورت گرفت كه نتيجه اين اقدام غيرانسانی رژيم چيزی جز فريب كارگران واخراج و آواره شدن عده ای به همراه نداشت كه با مشاهده اين اسناد و مدارك ذيل و ادامه اعتصابات ٨ ماهه در سال ٨٦ ثابت ميشود كه رژيم اسلامی ايران هيچ مشكل كارگران را حل نكرده است.

كارفرما هيچ پولی را از بابت احكام صادره توسط مراجع اداری رژيم پرداخت نكرد در حاليكه اين احكام حكم اخراج و تكه كاغذی بيش نبود تا بدين وسيله كارگران فراری نيز دستگير گردند.

 

1- خلاصه ای از اعتصابات سالهای ٨٠ الی ٨٥

2- اعتصاب آذز ٨٥ در مقابل اداره كار و فرمانداری

3- اعتصابات سال ٨٦ از سراب تا مجلس شورای اسلامی تهران

4- كارخانه نساجی "سراب بافت" طعمه حریق شد

5- آتش سوزي نساجي سراب بافت حيله اي بيش نبود

 

هرگز آرام نخواهيم نشست و به مبارزه برای احقاق حقوق كارگران ادامه خواهيم داد

 
 
 
منوی اصلی 
صفحه نخست
كـارگـــــران
آخرين خبـــرها
دانشگاه و كارگر
ارتبـاط بـا مــا
وبلاگ سراب بافت
 
 

 



Add url to directory

ارتباط با یاهو:

Enhanced with Snapshots

 



 
 

Copyright © 2006-2007 Inc. All Rights Reserved This website including all contents is copyright 2006-2007 Inc.,  No part of this website may be transmitted, copied, reproduced, or distributed in any form by any means either hardcopy, electronically, orally or otherwise without the express written permission of my website
كپي نمودن مطالب با ذكر منبع مجاز مي باشد